غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )
104
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )
فمن له عمر بلا ناظر * فقد بلى من اعظم البلايا پس از قلع متقى ، المستكفى باللّه عبد اللّه بن المكتفى و المطيع للّه فضل بن مقتدر از عقب يكديگر خلافت كردند . الطايع لله ابو بكر عبد الكريم بن المطيع للّه . آوردهاند كه در ايام سلطنت او مرغى بزرگتر از فيل از درياى عمان بيرون آمد و بر پشتهاى نشسته و سه كرت به زبان فصيح گفت : « قد قرب » و باز به دريا رفت و دو روز ديگر نيز از بحر بهدر آمد و همين كلمه را سه نوبت تكرار كرد . پس از قلع طايع ، القادر بالله احمد بن اسحاق بن مقتدر بر مسند خلافت نشست و مدت چهل و يك سال و چهار ماه سلطنت كرد . روايت است كه سلطان محمود غزنوى از قادر خليفه رنجيده مكتوبى تهديدآميز به دار الخلافه فرستاد و در آن كتاب نوشت كه : بغداد را اگر خواهم به پاى پيل هموار كنم . قادر فرمود كه بر پشت آن مكتوب نوشتند كه : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ . « 1 » نترسم ز خرطوم پيلان مست * كه آن آستين است خالى ز دست و چون اوقات حيات قادر به تقدير ايزدى آخر شد ، ولد او « قائم » و بعد از قائم ، نبيرهء او « مقتدى » به تقلد منصب خلافت سرافراز شدند . المقتدى بالله در ايام خلافت خويش جوارى مغنيه را از آمد شد مجالس منع نمود و حكم فرمود كه بىفوطه به حمام درنروند ، و رسم كبوتربازى را برانداخت ، و آبهاى حمامات را از دجله بازداشت ، و فرمان فرمود كه ملاحان ، مردان و زنان را در يك كشتى ننشانند ، و اكثر نامشروعات در زمان او مرتفع گشت . از سخنان او است كه : السن الفصيحة انفع فى الأمور من الوجوه الصبيحه .
--> ( 1 ) . سورهء الفيل آيهء 1 .